دوشنبه سیزدهم مهر 1388

آسيا و منطقه­گرايي

آسيا و منطقه­گرايي 
 
 تاريخ روابط بين­المللی نشان­دهنده گرايش­های متفاوت مردم اقصی نقاط جهان نسبت به منطقه­گرايي و نزديک شدن کشورها به هم برای ايجاد نظم حقوقی جديد است. هرچند مردمان اروپا در اين ميان گوی سبقت را از همه مناطق ربوده­اند ليکن ديگر ناحيه­های جهانی نيز سهم خاصی از سازمان­های منطقه­ای را به خود اختصاص داده­اند. برای مثال در قاره آمريکا به شيوه­های مختلف و در مقاطع مختلف سازمان­هايي بوده­اند که توانسته­اند نقش بالنسبه  مفيدی در فرايندهای منطقه­ای ايفا کنند. البته علاوه بر پيمان­ها و سازمان­های چندجانبه روابط نزديک دوجانبه نيز گاه به نحو قابل توجهی بر فرايندهای منطقه­ای مؤثر بوده است. در اين مورد می­توان پيمان نبلوکس را مثال آورد که تأثيرات قابل توجهی در اروپا گذارده است.

اين پيمان­ها گاه تأثيرات صرفاً منطقه­ای و گاه حتی جهانی نيز داشته­اند. برای مثال می­توان به پيمان­های ناتو و ورشو اشاره کرد. ولی در عوض سازمان­هايي نيز بوده­اند که نيامده شکست­خورده تلقی می­شده­اند و نتوانسته­اند تأثيری در معادلات بگذارند. از اين ميان نيز می­توان به پيمان سنتو اشاره کرد. هرچند سازمان­های بين­المللی در تاريخ روابط بين­المللی سابقه چندانی ندارند ليکن تنوع فوق­العاده گسترده آنها چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ ماهيت نشانگر علاقه به همزيستی در محيط بين­المللی است. البته در اين خصوص ديدگاه­های بين­المللی متفاوت بوده­اند.

قرن 19 و علی­الخصوص قبل از آن اصولاً همکاری­ها دوجانبه بود و همکاری از اين دست نيز عموماً بين دول همسايه در می­گرفت. با ايجاد سيستم همکاری­های چندجانبه نيز ابتدا مقاربت جغرافيايي و گاه ايدئولوژيکی مبنای همکاری شد که باز هم نشانگر همکاری منطقه­ای می­باشد. سازمان­های فنی هم، چنين وضعيتی داشتند. برای مثال ديگر می­توان به دو کنوانسيون مهم در سال­های 1815 و 1875 اشاره کرد که در خصوص قانونی ساختن وضعيت رودخانه­های راين و دانوب برقرار شد. اين مسأله خود اهميت همکاری منطقه­ای را بيش از پيش نمايان می­سازد.

پس از جنگ اول جهانی روند جهانی­سازی فعاليت­ها شتاب بيشتری گرفت ولی در عين حال هرچند ميثاق جامعه ملل به صراحت مخالفت يا موافقت خود را با منطقه­گرايي بيان نکرده بود، چنين روندی همچنان وجود داشت. البته بايد اذعان کرد روحيه صلح­طلبی که پس از جنگ واقع شده بود بيشتر همکاری­های عمومی جهانی را می­طلبيد. در اين دوره اگرچه اروپايي­ها بيشتر به جامعه ملل تمايل نشان می­دادند ليکن آمريکايي­ها رغبت بيشتری به همکاری­های منطقه­ای نشان می­دادند. پان­آمريکن يکی از اين موارد است. شايد علت اصلی اين مسئله عدم صدور مجوز حضور ايالات متحده در جامعه ملل بود که باعث شده بود واشينگتن اين خلأ را در سازمان­های منطقه­ای پر کند.

با واقع شدن جنگ دوم وضعيت کمی متغير شد. منشور سازمان ملل اين بار به صراحت از همکاری­های منطقه­ای استقبال کرد و اين سرمنشأ فعاليت­های جديد بود. مسئله ديگر ايجاد بلوک­های شرق و غرب بود که به صورت ناخواسته باعث ايجاد همکاری­های ايدئولوژيک و منطقه­ای گرديد.

ولی وضعيت در آسيا به چه ترتيب بوده و آيا آسيايي­ها نيز در اين مسير جايگاهی را برای خود تدارک ديده­اند؟

 

آسيا و ساختارهای بين­المللی

اگرچه به ظاهر آسيا به عنوان يک قاره واحد شناخته می­شود ولی به سختی می­توان تصور کرد که اعراب فلسطين و چشم­بادامی­های تايلند و سنگاپور حرف­های مشترک زيادی برای گفتن داشته باشند. پهناورترين قاره جهان به اندازه­ای با فرهنگ­های مختلف روبروست که تصور اتحاد، آنچنان که در اروپا به وقوع می­پيوندد برای آسيايي­ها بيشتر به يک رويا شبيه است.

هر کشوری که به نحوی توانسته است خود را به قاره ديگری بچسباند سريعاً سرود رحيل خوانده و از مجموعه آسيايي­ها دور شده است از ترکيه که تنها قسمتی از آن در اروپاست گرفته تا آذربايجان و روسيه، روسها عموماً خود را اروپايي تصور می­کنند حتی پوتين در رقابت­های دور اول رياست جمهوری خويش به صراحت روسيه را يک کشور اروپايي خوانده بود. هر چند بيشتر مناطق آن در آسيا قرار گرفته­اند.

اگر تناسب بيشتر روسيه با آسيا را مدنظر قرار دهيم از پنج عنصر دائم شورای امنيت دو عضو آن در آسيا قرار دارند. که اين يک اولويت مهم برای آسيا محسوب می­شود. ژاپن نيز به عنوان يک قدرت مطلق اقتصادی در اين قاره واقع شده. نه تنها منبع و سرمنشأ اسلام بلکه مبدأ دو دين مهم ديگر يعنی يهوديت و مسيحيت نيز همين قاره است. بودايي­ها که به لطف کشور پرجمعيت چين طرفداران زيادی دارند هم در اين قاره هستند ولی همه اينها باعث شده است که اين قاره توفيق زيادی در معادلات جهانی داشته باشد.

البته اهميت برخی سازمان­های مهم که همه يا اکثر اعضای آن در آسيا حضور دارند قابل اغماض نيست. برای مثال اتحاديه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و حتی جنبش عدم تعهد را می­توان نام برد. دقت در اين اسامی نشانگر سياسی بودن آنهاست البته اوپک بيشتر نقش يک سوپرمارکت مشترک را برای اعضای آن بازی می­کند ولی اکثر ديگر سازما­ن­های آسيايي حالتی سياسی و غير فنی دارند. حال آنکه اروپايي­ها از همان ابتدا کار خود را با سازمان­های فنی آغاز کردند.

 

آينده و آسيا

با همه اين احوال بسياری از متفکران و کارشناسان نقش پيمان­های جديد يا آنهايي که در آينده می­توانند در آسيا بوجود آيند را در مسير آينده جامعه جهانی حائز اهميت زيادی تلقی می­کنند که بطور مختصر به آنها اشاره می­کنيم.

 

پيمان همکاری­های شانگهای

يک ماه پس از وقايع سپتامبر 2001 در ايالات متحده جيانگ زمين رئيس جمهور وقت چين تصميم گرفت چين و پنج کشور ديگر را وارد يک حرکت جديد نمايد. چين و روسيه به عنوان دو عضو دائم شورای امنيت به همراه چهار کشور آسيای مرکزی يعنی ازبکستان، قرقيزستان، تاجيکستان و قزاقستان وارد اين ميدان شدند. چين و روسيه هر چند به تازگی با هم همسايه نشده­اند ولی تاکنون آبشان در يک جوی واحد نرفته است.  اکثر مشکلات آنها ريشه در موارد ايدئولوژيکی داشته است ولی هم­اکنون اين دو به اين نتيجه رسيده­اند که راهی جز همکاری برای آنها نمانده است.

هر دوی اين کشورها بخوبی می­دانند که دشمن اصلی آنها ايالات متحده است.

پس از آنکه چينی­ها با موفقيت پروسه تقويت بنيان­های اقتصادی کشور را طی کردند و به يک قدرت واقعی منطقه­ای تبديل شدند راه برای قدم بعدی هموار شد. روس­ها نيز هرچند ديگر علاقه­ای برای ايفای نقش ابرقدرت ندارند و حتی نمی­توانند به هزينه­های گزاف آن فکر بکنند هم اينک به فکر احيای بازيابی قدرت افتاده­اند. هجوم روزافزون ناتو از غرب و حضور گسترده ايالات متحده در منطقه نيز باعث شده است ديگ مشترک روسيه و چين به جوشش درآمده و فوران کند.

پيمان راهبری 20 ساله چين و روسيه نيز دقيقاً در همين راستا قابل بررسی است. ايالات متحده هم اکنون علاوه بر دخالت در منطقه به طور واضح نقطه ضعف­های پکن و مسکو را نيز نشانه رفته است و همواره به مسائلی چون تايوان و چچن که اين دو حساسيت عجيبی نسبت به آنها دارند اشاره و زمينه آزار و اذيت اژدهای زرد و ارتش سرخ را فراهم می­کند. از همين رو به نظر می­رسد زمينه برای هماهنگی و همکاری پيمان شانگهای بيش از هر زمان ديگر مساعد شده باشد.

 

آ.س.آن

هر چند در منطقه جنوب آسيا نيمی از مردم زير خط فقر زندگی می­کنند و اين قسمت از جهان يکی از عقب­مانده­ترين مناطق جهان به شمار می­رود ليکن کمی آنطرفتر و در جنوب شرق آسيا ثروتمندان جديدی به وجود آمده­اند که به آنها لقب ببرهای اقتصادی داده شده است.اين هم يکی از عجايب آسياست که در جنوب آن بنگلادش، پاکستان، سريلانکا، نپال، بوتان و مالديو به عنوان جمعی از فقيرترين کشورهای جهان و در شرق آن ژاپن به عنوان يکی از ثروتمندترين کشورهای جهان حضور دارند.

اتحاد آ.س.آن در جنوب شرق آسيا به عنوان يک وزنه و محور مطمئناً در آينده جهان و منطقه تأثير بسزايي خواهد داشت. اين اتحاديه برعکس اکثريت پيمان­های آسيايي صبغه فنی بالايي دارد و از همين رو مورد توجه ويژه مردمان اين پهنه از آسيا شده است.

 

هلال شيعی

اگرچه جنگ عراق در ظاهر با موفقيت نسبی ايالات متحده همراه بود ليکن اين فرصت بوجود آمد تا اکثريت شيعه در عراق بر سر کار بيايند. تهديدزدايي از همسايه غربی ايران می­تواند گشايشی بر آينده اقتصادی مناسب برای ايران، عراق و حتی لبنان باشد. کنار گذاشتن تخاصمات که بلافاصله پس از به قدرت رسيدن شيعيان آغاز شده است نويد راهی پراميد را به شيعيان می­دهد. وزير دفاع عراق در سفر به ايران به صراحت از جنگ صدام عليه ايران اظهار ناخرسندی کرد و از سوی ديگر مقامات دو کشور به گرمی پذيرای هم بوده و از آغاز دور جديدی از مناسبات منطقه­ای خبر داده­اند.

 

نوشته شده توسط گروه اینترنتی مهراملش در 19:38 |  لینک ثابت   •